تبليغاتX
Faratebyan


Faratebyan

فرهنگی

تغییر شکل پوسته زمین
مطا لعه سنگهای رسوبی نشان می دهد که این سنگها از لا یه های مختلف با ترکیب متفاوت تشکیل شده اند که این پدیده ناشی از تغیرات شرایط رسوب گذاری است .
صفحه آخر بعدى ۲ ۱

مطا لعه سنگهای رسوبی نشان می دهد که این سنگها از لا یه های مختلف با ترکیب متفاوت تشکیل شده اند که این پدیده ناشی از تغیرات شرایط رسوب گذاری است به عبارت دیگر بایستی تصور کنیمکه وجود عواملی باعث شده که در هرزمان محیط رسوب گذاری وشرایط حمل ونقل فرق میکند وبدین ترتیب در بعضی موارد یک حوضه ی رسوبی وسیع از دریا جدا شود وبه صورت یک کولاب در اید که در نتیجه آن رسوبات تبخیری تشکیل شوند.

درزمان دیگر در همین منطقه رسوبات دریایی وگاهی نیز رسوبات قاره ای را مشاهده می کنیم که تمام این دلایل نشان دهنده این است که پوسته زمین دراثر عواملی حرکت کرده وتغیر شکل داده است از طرف دیگر امروزه در سلسله جبالها طبقات رسوبی را می بینیم که حاوی فسیلهایی مختلف اندواین امر نمایشگر این است که این طبقات زمانی در ته اقیا نوسهاتشکیل شدهوبعدا دراثر حرکات پوسته به صورت کوه د ر امده آمده اند از انچه که گفته شد دیده میشود که پوسته زمین اصولا حرکاتی دارند.

▪ میتوان آ نرا به دو دسته اصاصی زیر تقسیم کرد:

۱) حرکات کوهزایی:

این حرکات که طول مدت عمل ان در مقیاس زمین شناسی کم است باعث ایجاد شکستگی ها چین خوردگیهاوکوهزایی می شود.

۲) حرکات خشکی زایی:

این حرکات در مدت نسبتا طولانی اتفاق می افتدوطی ان پوسته زمین تدریجا به سمت بالا وپایین حرکت می کنند این دسته حرکا ت باعث پسروی وپیشروی های دریاها میشوند در مورد ما هیت این دو دسته حرکات نظریات متفاوتی وجود دارد بر مبنای بعضی از انها این دو نوع حرکت پوسته به هم مرتبط اند وبر اساس نظریات د یگرحرکات یاد شده با یکد یگر تفاوت اصولی دارند ومستقل از هم اند بایستی توجه داشت که پدید ه هایی نظیر تغیر شکل پوسته زمین فعا لیتهای ماگمایی فعالیتهای اتشفشانی دگرگونی و زلرله با یکد دیگر مرتبط اند وتماما از عوامل داخلی زمین سر چشمه می گیرند از انجا که برسی علل تغیر شکل پوسته وایجاد کوهها بدون اطلاع از سایر پدیده های مربوط به عوامل داخلی زمین مقدور نیست لذا پس از شرح پدیده ناشی از تغیر شکل پوسته طی فصول جداگانه ای فعالیتهای ماگمایی فعالیتهای اتشفشانی دگرگونی وزلزله را شرح می دهیم .

▪ چینها

۱) آشنایی:

چین ها را میتوان به عنوان پیچها وموجهای موجود در سنگهای زمین تعریف کرد هر چند چین ها را درسنگهایی که دارای لایه بندی مشخص اندبهتر میتوان مشاهده کرد ولی چین اصولا ممکن است در هر سنگی دیده شود. ابعاد چین ها متفاوت است واز چند سانتیمتر تا چند کیلو متر متفاوت می کند .

از انجا که وضع عمومی چین معمولا نسبت به طبقات اطراف سنجیده می شود بی مناسبت نیست که ابتدا طبقات و مشخصات انها را تعریف کنیم طبق تعریف یا لایه قسمتی از سنگ رسوبی است که تقریبا به حالت یک صفحه وضخامت ان در مقایسه با طول وارزش ناچیز است .بالا وپایین طبقه به وسیله اختلاف ساخت یا جنس طبقه با طبقات بالا وپایین مشخص می شود وبه نام سقف وکف طبقه یا لایه خوانده می شود.بدین ترتیب درحالت کلی سقف لایه را می توان به صورت یک سطح درنظر گرفت که به ان سطح لایه بندی نیز می گویند. هر طبقه با عناصر زیر مشخص می شود .

الف) امتداد طبقه-

طبق تعریف امتداد طبقه امتداد خط فصل مشترک با ان صفحه افقی است به عبارت دیگر هر کدام از خطوط افقی واقع در سطح لایه امتداد ان نیز هست.با اندازه گیری زاویه بین امتداد طبقه ویک راستای مشخص امتداد لایه در فضا مشخص میشود.

ب) شیب-

زاویه بین صفحه لایه و صفحه افقی به نام شیب آن خوا نده می شود . به عبارت دیگر شیب لایه در حقیقت شیب خط بزر گ ترین شیب ان است. بسته به زا ویه شیب طبقا ت ممکن است افقی و مایل با شند.

▪ مشخصه های چین:

مشخصات مختلف چین عبارت است از

الف) صفحه محوری-عبارت از صفحه ای است که حتی المقدور چین را به دو قسمت مساوی تقسیم می کند.

ب) محور چین

فصل مشترک محوری چین با یکی از لایه های ان به نام محور چین خوانده می شود .

ج) دامنه چین

طرفین چین را دامنه چین نیز می خوانند

د) خط الراس یا ستیغ چین

خطی است که بالاترین نقاط یک چین را روییک لایه معین به هم وصل می کنند.صفحه ای که حاوی تمام ستیغ های یک چین است به نام صفحه ستیغ یا صفحه خط الراسها خوانده می شود

ه) خط القعر

خطی است که پایین ترین نقاط چین روی یک لایه معین به هم وصل می کنند

و) زاویه میل چین

در خیلی از موارد محور چین های افقی یا تقریبا افقی استولی د ر بعضی وقت ها این محور افقی نیست وبا افق زاویه ای می سازدکه این زاویه رابه نامزاویه میل چین می خوانند

▪ انواع چین:

چین ها را براساس مشخصه های مختلف میتوان تقسیم بندی کرد از نظر شکل کلی می توان چین هارابه دو دسته کلی زیر تقسیم کرد.

الف) تاقدیس

تاقدیس را میتوان به صورت چینی که قسمت محدب ان رو به بالا است تعریف کرد . هرچند این تعریف عموما صادق است ولی در بعضی موارد ممکن است نتواند چین را به خوبی تعریف کرد به همین جهت امروزه تاقدیس را به صورت چینی که سنگهای قدیمی تر در مرکز ان تعریف می کنند

ب) ناودیس

در حالت کلی می توان ناودیس را به صورت چینی که تحدب ان رو به پایین است تعریف کرد در اینجا نیز هر چند این تعریف عموما صادق است ولی مواردی که این تعریف جوابگر نباشد نیز وجود دارد به همین جهت نا و دیس را به عنوان چینی که سنگهای جوانتر در مرکز ان قرار دارد تعریف می کنند در حالتی که چین فقط دارای یک دامنه و شیب عمومی ان کم باشد به نام چین تک شیب خوانده می شود.

▪ بر اساس وضعیت صفحه محوری دامنه ها نیز چین ها را به انواع زیر تقسیم می کنند

الف) چین متقارن

چینی است که صفحه محوری ان قایم یا تقریبا قایم است

ب) چین غیر متقارن

چینی است که صفحه محوری ان مایل است

ج) چین برگشته:

چینی است که صفحه محوری ان مایل است وهر دامنه چین در یک جهت شیب دارند

د) چین خوابیده

است که صفحه محوری ان تقریبا افقی می باشد.

ه) چین هم شیب

چینی است که د و دامنه ان موازی و در یک جهت اند صفحه محوری این چینها ممکن است افقی مایل ویا قائم باشد

و) چین جناغی

چینی است که راویه انحنای ان خیلی تیز باشد

ح) چین باد بزنی

چینی است که هر دو دامنه ان برگشته باشد.در چنین بادبزنی تاقدیسی جهت شیب دودامنه مخالف و در انواع ناودیسی موافق یگدیگر است چین هارااز نظر تغیرات طولی وعمقی وسایر مشخصات نیز تقسیم بندی می کنندکه این تقسیم بندی ها موضوع کتابهای زمین شناسی ساختمانی است ودر این جابه همین مقدار اکتفا می شود .

● درزه ها:

▪ آشنایی :

سنگها قالبادر امتداد سطوح نسبتاصافی که درزها نام دارد شکسته می شوند .درزه هارا می توان به عنوان شکستگی های دو طرف ان به جایی نسبی به موازات صفحه شکستگی نداشته باشد تعریف کرد .

طول درزه ها ممکن است از چند سانتیمتر تا چندین صد متر تغییرکند ولی عرض انها معمولا کم ودر حدودسانتیمتر است .اغلب درزه ها به شکل صفحات مستوی اند ولی بعضی از انها نیزبه شکل سطوح غیر مشخص دیده می شوند در خیلی از موارد ممکن است درزه تشکیل شده به وسیله یک کانی ثانوی پر شود که این حالت را معمولا در سنگهای اهکی می توان مشاهده کرد.

▪ انواع درزه:

درزها می توان بر حسب وضعیت صفحه انها ویا بر اساس طرز تشکیل طبقه بندی کرد.

نوشته شده در دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 16:38 توسط lord| |

کار ،تلاش انسانی جهت حصول به هدف معین است. از هنگامی که آدمی برکرۀ زمین پدید آمد، برای رفع نیازهای خود نیازمند کوشش بود. روزی او به صورت آماده و کامل وجود نداشت و به ناچار می بایست در طبیعت تصرف میکرد تاغذا و پوشاک و مسکن خود را فراهم ساخت.

مکاتب گوناگون بشری دیدگاه های مختلفی دربارۀ کار اقتصادی داشته اند. در اندیشل یونان باستان از آن جا که کار اقتصادی به بردگان اختصاص داشت،ففعالیتی تحقیرآمیز وپست شمرده می شد .در آثار فلاسفه یونان چنین دیدگاهی وجود دارد. انسان ها با برده کردن دیگران از انجام کار آزاد می شدند. در دیدگاه آنان،فعالیت برای زنده ماندن از وجوه مشترک حیوان و انسان است. آنان شأن انسان را در زندگی سیاسی و معنوی و تفکر می پنداشتند. درقرون وسطا و حاکمیت کلیسا بر اروپا،تشویق به انجام کار برای کسب درآمد ضرور وجودداشت و گاه نیز به علت فسادآور بودن بیکاری،به کار به صورت امراخلاقی سفارش می شد. دوران رنسانس و شکل گیری عقاید جدید درباره انسان، دین و دنیا باعث شد تا تلاش وکار اقتصادی جایگاه و اصالت خاصی یابد.

جامعه ما به علت اعتقاد به دین اسلام و نیاز به توسعه اقتصادی و جایگاه کار در ایجاد توسعه،نیازمند درک صحیحی از دیدگاه دین اسلام دربارۀکار اقتصادی است. (صص11،12 ،مجید رضایی)

با مراجعه به متون دینی، روشن می شود که هرنوع کار سازنده ای مناسب شأن مؤمن است وشخص می تواند آن را بصورت شغل برگزیند؛البته پیامبران و اولیایی الهی به برخی کارها علاقه بیشتری داشتند و برآنها تأکید می کردند.       (ص13،مجید رضایی)

کلمه های کار،تلاش،حرکت،عمران،آبادی و تولید، انسان را به نشاط در می آورد. اورا از رخوت و سستی دور ساخته،آینده ای زیباتر برای او رقم می زند. زندگی انسان بر محورکار می گردد. ساختمانهای بلند، سدهای عظیم،تونل های طولانی، هواپیماهای غول پیکر،کتابخانه های بزرگ، رصد خانه هاو همۀ آنچه درکره خاکی وجود دارد،حاصل عملکرد آدمی است.اثرکار فقط در ابعاد اقتصادی و تولید مواد غذایی و مسکن نیست؛بلکه در نظام اخلاقی و تربتی و اجتماعی وفرهنگی نیز نقش مؤثری را ایفا می کند.

 

 

 

 

مبانی بینشی کار اقتصادی

درجهان بینی اسلامی، کار مفهوم ویژه ای دارد و آثار آن،تمام صحنل هستی را می گیرد و دنیا و آخرت را به هم گره        می زند و پرتو وجلوه ای از کردار الهی معرفی می شود.

1.توحید افعالی

اسامی متعددخداوند(مصور،صانع،خالق،رزّاقفمعطی،زارع) ، همگی از انجام کار نشان دارد.

به تعبیر امام خمینی«رحمه الله» «ذرات موجودات در عالم فعال هستند،همه کارگرند. کار برهمۀ عوالم احاطه دارد. از اول باکار عالم موجود شده است.کارگر مبدأ همۀ موجودات است. حق تعالی مبدأ کارگری است و فعال است».بر این اساسف سرمنشأ کار، خداوند متعالی است و او همل عالم را بکار و فعالیت واداشته است .
نوشته شده در پنجشنبه سی ام دی 1389ساعت 0:12 توسط lord| |


:قالبساز: :بهاربیست: